معرفی مـهـرفـا
مهرفا ، یک فروشگاه محصولات دانلودی است که قادر است با سفارش هر محصول ، مشتری را به درگاه مناسب ارجاع دهد و پس از تائید از صحت پرداخت وجه بصورت خودکار محصول را در اختیار مشتری قرار دهد .
روش ارائه فایل به مشتری به صورت فورس دانلود با لینک دانلود دینامیک و مدت دار است . همچنین کد رهگیری یکتایی در اختیار مشتری قرار میگیرد تا در صورت بروز مشکل ، مشتری بتواند محصول را دوباره دریافت کند یا به مدیر تیکت بزند و پاسخ دریافت کند.
جستجو در سایت
موضوعات

   ویژگی هنرمندان

date دسته بندی : مقالات هنر

این مطلب در مورد  ویژگی هنرمندان  و در 8 صفحه می باشد و در آن درباره  هنرمندان و ویژگی های آنها  توضیحاتی داده شده است و درادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است  :

چهار نوع نگرش در مورد هنر که از عوامل سازنده حیات بشری است، وجود دارد که عبارتند از:

1- نگرش علمی محض که در آن به بررسی عینی نمودهای هنری و محتوای آن می پردازد.

2- بینش نظری که در آن به بررسی نقش احساس شخصی هنرمند در اثر هنری در برابر نقش واقعیات در اثر هنری می پردازد.

3- بینش فلسفی که عبارت است از مسائل کلی و زیربنایی هنر.

4- بینش مذهبی شامل شناخت هنر و بهره‌برداری از آن در جهت نیل به هدف تکاملی حیات.

- اکثر مردم و حتی بسیاری از هنرمندان، اثر هنری را از این دیدگاه مورد مطالعه قرار می دهند که فقط بتواند انسان ها را تحت تأثیر قرار دهد و حس زیباجویی آن ها را اشباع کند. بسیاری افراد از مشاهده یک اثر هنری فقط انتظار دارند تا در درون آن ها موج هایی ایجاد شود. در حالی که شورش درون تماشاگران یک اثر هنری، باید مقدمه ای برای دگرگونی تکاملی شخصیت آن ها باشد. هنرمند واقعی نباید عاشق و شیفته حیرانی مردم باشد و با اثر هنری خود بخواهد در درون تماشاگران شورش و غوغا به پا کند.

- در اثر هنری، روح یک هنرمند با ارواح انسان های دیگر تلاقی پیدا می کند، زیرا یک اثر هنری فقط برای انسان ها ارزش دارد و هیچ حیوانی نیست که از یک اثر هنری لذت ببرد و یا از آن بهره برداری صحیح بکند. از همین جاست که می گوییم: یک اثر هنری باید هم برای روح هنرمند مفید باشد و هم برای ارواح تماشاگران.

اگر هنرمندی از این زاویه به اثر هنری خود بنگرد که اثر وی در رشد و یا سقوط انسان های دیگر مؤثر خواهد بود، همه استعدادهای مغزی و روانی خود را به کار می گیرد تا به خلق اثری بپردازد که در رشد و تکامل انسان ها مؤثر واقع می شود.

هر چند هنرمند در تلاش ذهنی خود، با تجرید و تجسیم واقعیات عینی و مفاهیم ذهنی، به خلق یک اثر هنری می پردازد، اما متأسفانه بسیاری از هنرمندان فقط به خود اثر هنری توجه دارند و تمام نیروهای خود را صرف ایجاد یک اثر هنری می کنند، نه صرف اصلاح و تنظیم و به فعلیت رسانیدن نیروها و استعدادهای مغزی و روانی که عامل پیدایش یک اثر هنری باشد. اگر استعدادهای درونی افراد کشف شود و در مسیر صحیح به کار گرفته شود و احساسات آدمی تهذیب شود، قطعآ آثار هنری با ارزش تری خلق خواهد شد. هنرمندی که در مسیر کمال قرار گرفته، استعدادهای وی فعلیت صحیح پیدا کرده و احساساتش تصعید شده است، قطعآ اثری را خلق خواهد کرد که موجبات رشد و کمال افراد را فراهم خواهد آورد، نه آن که برای لحظاتی امواجی را در درون آن ها ایجاد کند.
درباره رابطه هنر با هنرمند و مردم، دو نظر مطرح شده است:

الف- عده ای معتقدند که هنر فی نفسه مطلوب است، زیرا هنر کاشف از نبوغ هنرمند می کند و هیچ قانون و ملاکی نباید هنر را که ابراز کننده شخصیت و نبوغ هنرمند است، محدود کند. اگر برای هنر حد و مرزی قایل شویم، جلوی نبوغ هنرمند را گرفته ایم، زیرا به هنرمند ارتباطی ندارد که اثر وی چه تأثیری بر دیگران خواهد گذاشت. هم چنین، نمی توان جلوی خلاقیت و نبوغ هنرمند را به خاطر سود و زیان دیگران گرفت. آن چه که برای طرفداران این نظریه مطرح است، "جالب بودن " است نه حقیقت. این که یک اثر هنری جالب باشد، کافی است، خواه برای دیگران مفید باشد یا مضر. جالب بودن فی نفسه مطلوب است.
ب- عده ای نیز معتقدند که هنر نیز مانند دیگر محصولات فکری بشر، برای تنظیم و بهره برداری افراد جامعه است، لذا ضرورت دارد آن گونه آثار هنری که برای عموم مضر است، در معرض دید مردم قرار نگیرد. طبق این نظر، هنر برای جامعه است، نه برای هنر و هنرمند.

هنر باید برای انسان باشد. "هنر انسانی برای انسان " یا "هنر برای انسان در حیات معقول " مطرح است. با این بیان، صرفآ پذیرش و عدم پذیرش جامعه مطرح نیست. ممکن است جامعه ای یک اثر هنری را بپذیرد و جامعه دیگر آن را نپذیرد. ملاک نباید جامعه باشد، بلکه باید رشد و کمال انسان باشد و بس.

اگر درون هنرمند تصفیه نشده باشد، اثر هنری وی ممکن است برای جان انسان ها نه تنها مفید نباشد، بلکه مضر هم باشد. هر هنرمندی مطابق با دریافت های ذهنی و تمایلات درونی خود، به خلق یک اثر هنری می پردازد. به طور مثال: اگر از توماس هابس خواسته می شد که به خلق یک اثر هنری درباره انسان بپردازد، بدون شک دیدگاه بدبینانه وی نسبت به انسان، در آن اثر نمودار می شد. علت این موضوع، به ارزش فراهنری انسان ها و اهمیت روان آدمی برمی گردد.

اگرچه اشعار بعضی از شاعران مثل ابوالعلاء معری، رباعیات منسوب به عمر خیام و بعضی از آثار صادق هدایت از نظر ادبی بسیار جالبند، اما جالب تر از این آثار، جان های آدمیان است که پس از خواندن این آثار به اضطراب می افتند و تدریجآ به پوچی می رسند. بر عکس، اثر هنری مولانا جلال الدین، تا کنون توانسته جان هزاران آدمی را از پوچ گرایی تا جاذبه پیشگاه ربوبی پیش ببرد. بنابر این، تا مسأله تعلیم و تربیت نتواند مغزها را تصفیه نموده و آن ها را با واقعیات آشنا بسازد، "هنر فقط برای هنر " اگر چه باز کردن میدان برای به فعلیت رسیدن نبوغ هاست، ولی چون به فعلیت رسیدن نبوغ ممکن است از مغزهایی پر از برداشت ها و اصول پیش ساخته و غیرمنطقی به جریان بیفتد، لذا این عقیده به طور مطلق قابل دفاع نیست.
هنر باید برای انسان در حیات معقول باشد، نه هنر برای انسان. هر شخصی - به ویژه سیاستمداران - انسان را بر مبنای دریافت های ذهنی خود تفسیر می کنند و از همین جاست که با دیدگاه ها و تفسیرهای مختلف روبه رو می شویم.

دانلود - 800 تومان

بینش فلسفی , بینش مذهبی , بینش نظری , درون هنرمند , نگرش علمی , هنر برای انسان در حیات معقول
پیگیری فایل های خریداری شده
ایمیل شما :
کد پیگیری : 
صفحات جداگانه
لینک ها

ما همیشه تلاش می کنیم ، خدمات و متمایزی به مشتریان خود ارائه کنیم لذا شما میتوانید نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنند . منتظر شنیدن نظرات شما هستیم  ارسال نظرات و پیشنهادات

تحلیل آمار سایت و وبلاگ