معرفی مـهـرفـا
مهرفا ، یک فروشگاه محصولات دانلودی است که قادر است با سفارش هر محصول ، مشتری را به درگاه مناسب ارجاع دهد و پس از تائید از صحت پرداخت وجه بصورت خودکار محصول را در اختیار مشتری قرار دهد .
روش ارائه فایل به مشتری به صورت فورس دانلود با لینک دانلود دینامیک و مدت دار است . همچنین کد رهگیری یکتایی در اختیار مشتری قرار میگیرد تا در صورت بروز مشکل ، مشتری بتواند محصول را دوباره دریافت کند یا به مدیر تیکت بزند و پاسخ دریافت کند.
جستجو در سایت
موضوعات

   تاثیر فرهنگ اسلامی بر پیدایش شهرها

date دسته بندی : مقالات عمران

این مطلب در مورد تاثیر فرهنگ اسلامی بر پیدایش شهرها و در  83 صفحه می باشد و در آن درباره فرهنگ اسلامی و تاثیر آن بر شهرسازی و پیدایش شهرها  توضیحاتی داده شده است و درادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است  :

اسلام تنها به شبه جزیره عربستان محدود نشد بلکه ابعاد مختلف زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع مختلف خارج از شبه جزیره را نیز تحت تاثیر قرار داد. ایده ئولوژی اسلامی در واقع زمینه ساز تمدنی شکوفا گردید که در شهرها و روستاها جنبه های مختلف زندگی مردمان بسیاری را دگرگون کرد. صرف نظر از تاثیرات شگرف فرهنگ اسلام بر ساختار، بافت، سیما و نقش شهرها، وجه نامگذاری شهرها و روستاها، خود شایان بحثی در خور تامل است. «چه بسیار مکانهایی که بعد از ظهور و گسترش اسلام در معرض تحول قرار گرفته و نقشی نو یافته اند. وجود القاب ویژه در فرهنگ اسلام که بر برخی از مکانها نهاده شده است همچون «زیارتگاه »، «امامزاده »، «شهید»، «پیر»، «قدمگاه » و... همه نشانگر تاثیر انکارناپذیر اسلام در نام و نشان مکانهاست .»

در مقاله ای دیگر اشاره هایی به مکانهای ملقب به مشهد در ایران کرده ایم . (1) و اینک برآنیم تا تاثیر اسلام، این آیین مقدس را در بنا، نامگذاری و القاب و عناوین آبادیها پی گیریم .

بطور کلی تاثیر اسلام بر فرهنگ آبادیها را می توان به چند دسته تقسیم کرد و آنها را بررسی نمود :

الف: شهرهای جدید اسلام در عین جهانشمولی آن، به طور عمده در شهر پدید آمد و در آن گسترش یافت. در سیر تاریخی پیشرفت اسلام، در قلمروهای اسلامی شهرهای بزرگی پدید آمدند که شهرهای کانونی اسلام را از هر حیث شت سر نهادند و شمار شهرهای کوچک و متوسط نیز افزونتر شد . (2) بطور کلی شهرهایی را که در دوران اسلامی بنا گردیدند به دو دسته تقسیم می شوند :

1 - شهرهایی که علت اساسی پیدایش آنان وجود زیارتگاهها و قبور مقدس پیشوایان بزرگ اسلامی بوده است همانند مشهد، کربلا، و نجف اشرف. در این گونه شهرها زیارتگاهها به عنوان قلب و هسته هویت شهر و گسترش آن به شمار می آید. در چنین شهرهایی زیارتگاههای گوناگون در نقشه شهر مؤثر می افتد و چشم انداز عمومی شهر را به خود اختصاص می دهد. چنین بناهایی گاه در مرکز واقعی شهر قرار می گیرد و دامنه شهر همچون حلقه ای، به فاصله هایی تقریبا یکسان از مرکز یعنی زیارتگاه قرار می گیرند . (3)

این گونه شهرها عمدتا از طرف شیعیان بنا می گردیدند و به صورت ضد قدرت عمل می کردند و خلفا و پادشاهان را با دشواریهای سیاسی روبرو می ساختند. بارزترین نمونه این گونه شهرها کربلاست. سرزمینی که تا سال 61 ه . ق بیابان بود اما در پی شهادت حسین بن علی علیه السلام بتدریج مورد توجه شیعیان قرار گرفت و پس از بنای مرقد شهدا مرکز جمعیت گردید و امروزه یکی از شهرهای مهم جهان اسلام است. در اخبارالطوال در بیان شرح واقعه کربلا آمده است که : حر و یارانش مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و آنان را از حرکت بازداشتند و گفتند همین جا فرود آیید که رود فرات به شما نزدیک است. امام پرسیدند نام این سرزمین چیست؟ گفتند کربلا، فرمود آری سرزمین سختی و بلاست، پدرم هنگام جنگ صفین از این منطقه گذشت و من همراهش بودم، ایستاد و از نام آن پرسید و چون نامش را گفتند فرمود این جا محل فرود آمدن ایشان است و محل ریخته شدن خونهای ایشان و چون معنی این سخن را پرسیدند فرمود گروهی از خاندان محمدصلی الله علیه وآله این جا فرود می آیند. آنگاه امام حسین علیه السلام دستور داد بارها را همان جا فرود آوردند. و آن روز چهارشنبه اول محرم سال 61 ه بود و آن حضرت روز دهم عاشورا به شهادت رسیدند . (4) توسعه و گسترش مرقد مطهر آن حضرت هسته اولیه بنیان این شهر را فراهم ساخت .

2 - شهرهای نوبنیاد که در دوره اسلامی بنا گردیدند که علت اساسی بنای آنها وجود زیارتگاه و قبور مقدس پیشوایان بزرگ اسلامی نبوده است ولی در دوره اسلامی و به دست مسلمین بنا گردیده اند. نخستین شهرهایی که پس از اسلام احداث شدند اردوگاههایی بودند که برای استقرار سپاهیان مسلمان و مهاجران تاسیس شده بود، بعضی از این قرارگاههای کوچک بعدها به شهرهای بزرگی مبدل شده و جای شهرهای بزرگ قدیمی را گرفتند. قاهره یکی از این شهرها است ابتدا شهری به نام فسطاط در کنار نیل به صورت قرارگاهی بنا شد ( Fassation در زبان یونانی و لاتین به معنی محاصره شده به وسیله خندق است) فسطاط امروزه در 5/2 کیلومتری قاهره بر ساحل راست نیل قرار گرفته یکی از محلات بزرگ قاهره است. بانی آن عمروبن عاص فاتح مصر است . (5) دوم بصره در روزگار عمر بنا شد و در سال سوم کوفه که سعدبن ابی وقاص در سال هفده یا پانزده آن را بنیاد نهاد . (7) بنیانگذاری شهر کوفه به سال 17 ه (638 م) بدون تردید نتیجه مستقیم فتح عراق به دست اعراب بوده است و این مهم در زمانی صورت گرفته که آنها کار تسلط بر عراق را به پایان برده، بازمانده نیروهای ساسانی را به فلات ایران عقب راندند، و جلولا و مداین را گرفته و موفق شده بودند سرتاسر «سواد» را متصرف شوند. در این هنگام آنها لزوم برپایی یک «دارالهجرة » را در حاشیه سرزمینهای فتح شده احساس کردند تا هم کانونی باشد برای مهاجران از راه رسیده و هم پایگاهی نظامی برای مقابله با دشمن . (8) از هفت شهر بزرگی که در دوران اسلامی پدید آمد «رمله » چهارمین آن است: شهر رام الله که در قرن دوم ه . ق در زمان خلیفه اموری سلیمان (99-97 ه . ق) بر سر راهی که از بیت المقدس به دریا منتهی می باشد بنا گردید. به رغم اهمیت دینی بیت المقدس برای مسلمانان، شهر جدید در اندک زمانی موقعیت ممتازی پیدا کرد و مقام شهر بزرگ فلسطین را به خود اختصاص داد. گویند نام قدیم (رام الله - رمله) «آریمانا» بود . (9) پنجم «واسط » عراق است که حجاج در سال هشتادوسه یا هشتادوچهار به قول احمدبن یحیی آن را بنا کرد و مسجد و قصر آن و قبه خضراء را در آن ساخت و چون قبلا نیستان بود آن را «واسط القصب » نامیدند. ششم مدینة السلام است که بنای آن به ابوجعفر منصور منسوب بود (مدینه ابی جعفر) در سال 145 در طرف غربی بغداد آغاز نمود و سپس در سال 146 بنای آن را به انجام رسانید و آن را مدینة السلام نامید. هفتم «سرمن رای » است که معتصم بنا کرد . (10) تعدادی از این شهرها در کنار شهرهای قدیم، قلاع، نقاط استراتژیک و در جهت اهداف اسلامی بنا گردیدند .

تشکیل حکومت وسیع اسلامی موجب ایجاد شهرهای جدید نیز گردید که از آن جمله می توان از بغداد مرکز روحانی و سیاسی خلفای عباسی نام برد. جیهانی در اشکال العالم گوید: بغداد شهری است نو در اسلام، در آنجا عمارت نبود منصور جعفر دوانقی آنجا را بنا نهاد و در جانب دجله به جهت حواشی و بندگان و خدم خویش، بعد از آن عمارت کرد و بناها نهادند. تا آن که مهدی لشگرگاه خویش در جانب شرق دجله آورد و دارالخلافه به این جانب نقل افتاد . (11) بنای شهرهای فاس در مغرب (مراکش) را در اواخر قرن دوم و شهر گنجه در قفقاز در قرن سوم ه . ق را نیز به مسلمانان نسبت می دهند .

ب: دسته آبادیهایی هستند که در بدو امر توسط مسلمین بنا نگردیدند لیکن در ادوار بعد چون محل و مدفن بزرگان دینی قرار گرفته مورد توجه و گسترش واقع شدند، گسترش یافتند و اغلب تغییر نام داده اند. بارزترین نمونه این شهرها در ایران شهر آستانه اشرفیه در استان مازندران و شهر آستانه در استان مرکزی می باشد. توضیح آن که آستانه اشرفیه در قدیم «کوچان » نام داشته است. این شهر اکنون مرکز شهرستان است و در تلفظ محلی به آن «پیله آسونه » گفته می شود . کاشانی در تاریخ الجایتو از «کوچیان » نام برده که احتمالا صورت دیگر همین نام است. پس از به خاک سپردن آقا سید حسن یا سید ابراهیم معروف به سلطان جلال الدین اشرف علیه السلام فرزند امام موسی کاظم علیه السلام در آنجا بتدریج نام کوچیان فراموش گردید و نام آستانه اشرفیه متداول شد. رابینو نیز از آستانه نام برده و شرحی درباره آن به دست داده است. به گفته او هر سال در فصل ابریشم از ایران به سوی این زیارتگاه سرازیر می شده اند و بازار بزرگی که در شهر ساخته شد منبع سود زیادی برای صاحبان آن بوده است . (12) نام قدیم آستانه در استان مرکزی نیز «کرج » بوده است. شاه اسماعیل صوفی در سال 908 ه . ق سلطان مراد بایندری از مدعیان حکومت در منطقه را شکست داد و در پی این پیروزی دستور داد در کرج، آستانه امامزاده سهب بن علی را بخوبی تعمیر کنند و برای آن گنبد و بارگاهی بزرگ بسازند از آن تاریخ شهر کرج را آستانه نامیده اند. نام اولیه آستانه «بویین کرج » بوده که به آن بویین کره نیز می گفتند این شهر در دوران ستیز مامون و امین عباسی اعلام بی طرفی کرد و همین امر باعث ویرانی آن گردید و بقایای آن در زمان حمله مغول ویران شد. پس از پاشیده شدن بویین کره عده ای از اهالی آن کرج نزدیک تهران را به وجود آوردند و عده ای دیگر بویین زهرا را ساختند و گروهی در ادریس آباد (شاه زند کنونی) ساکن شدند . (13)

ج - گروه دیگر از آبادیها به سبب توجه و اعتقادات مذهبی مردم بر اثر حادثه ای مهم مورد عنایت و توجه مسلمین قرار گرفته اند. بارزترین نمونه این گونه آبادیها در دهه های اخیر شهرک ابوالفضل واقع در استان یزد می باشد. هسته اولیه شهرک ابوالفضل در سال 1353 با شروع بنای مسجدی به نام مبارک حضرت ابوالفضل نهاده شده است. گرچه از نظر جغرافیایی مجاورت با راه استراتژیک مهم یزد - بندرعباس و یزد - کرمان از امتیازهای مهم نهادی شهرک به شمار می آید ولی بواقع هسته پرتوان اولیه آبادی، یعنی مسجد، آن هم منتسب به حضرت ابوالفضل که در میان جماعت رانندگان وسایط نقلیه و بویژه رانندگان خودروهای سنگین شیفتگان زیادی دارد مهمترین عامل ایجاد این شهرک می باشد، چرا که بررسیها نشان می دهد که در این محل قبل از مسجد هیچ گونه اثری از مظاهر جغرافیایی انسانی وجود نداشته است. چنین شهرت دارد که راننده معتقدی که از گزند حادثه هولناکی جان سالم به در برده به فکر بنای مسجدی به نام حضرت ابوالفضل می افتد. جمعی از نیکوکاران متدین این فکر را دنبال می کنند و نهایتا در دل کویر ایران جایی که به ظاهر از زیرساخت جغرافیایی مناسبی برخوردار نیست حول مسجد، فضای جغرافیایی خاصی شکفته می شود و در کوتاه مدت بسرعت رشد می کند و به صورت شهرکی پر جنب وجوش انظار را به خود جلب می کند . (14) از نمونه های دیگر آبادیهایی که هسته های اولیه و اصلی آنها را بنیان مساجد تشکیل داده اند مسجد حضرت ولی عصر(عج ) واقع در جمکران قم را می توان نام برد که موجبات توسعه این ناحیه را فراهم نموده است .

از جمله آبادیهای دیگری که بر اثر توجه و اعتقادات مذهبی مردم بنیاد نهاده شده و گسترش یافته اند شهر نجف آباد واقع در استان اصفهان است. در حدود سال 1022 ه . ق شاه عباس مقداری پول و جواهرات جهت بارگاه حضرت علی علیه السلام اختصاص می دهد و تصمیم می گیرد آنها را به نجف اشرف ارسال دارد. شیخ بهایی از قضیه مطلع می شود، او که معتقد است خروج این ذخایر برخلاف مصالح مملکتی است، به منظور جلوگیری از این امر تدبیری می اندیشد لذا به شاه اظهار می نماید که حضرت علی علیه السلام را در خواب زیارت نموده و آن حضرت به او فرموده اند که نجف را به جواهرات شما احتیاجی نیست، جواهرات ارسالی را صرف ساختمان شهری به نام نجف آباد بنمایید. شاه عباس می پذیرد و امر به ساختمان این شهر می نماید که نجف آباد نام می گیرد . (15) نمونه دیگر آبادیهایی که بر اثر توجه و اعتقادات مذهبی مورد توجه قرار گرفته است روستای امامزاده قاسم (جاپلق لرستان) است. امامزاده قاسم بقعه ای است متبرک و مدفن دو بزرگوار به نام قاسم و زید که در قریه ای به همین نام در سی کیلومتری شمال شهر «ازنا» برپا شده است. این روستا پیش از آن «کنده سفید» نامیده می شده در دشتی حاصلخیز واقع و در مسیر ازنا به شاه زند قرار داشته و یکی از روستاهای شهرستان الیگودرز است. بنا به روایتی از قول اهالی، سید احمد المدنی ملقب به میرنظام الدین به همراه همسر و فرزندانش به قصد زیارت حضرت علی بن موسی الرضاعلیه السلام به ایران می آیند. هنگام اتراق کاروان در محل کنده سفید شخصی در خواب بر وی ظاهر می شود و خود را زید فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام معرفی می کند و می گوید من در این جا مدفون هستم و یکی از فرزندان امام به نام قاسم بن زید نیز جنب قبر من مدفون است. او پس از نشان دادن قبور از او می خواهد که قبر جد خود را احیا کند. سید بزرگوار فردای همان شب ماجرای خواب را با کسان خود باز می گوید و با توجه به موقعیت زیستی مساعد مکان، همگان تصمیم به سکونت در محل می گیرند. میر نظام الدین متعاقب این تصمیم قریه را می خرد و محل دفن اجساد را می شکافد و اجساد را که به نقل از اهالی سالم بوده اند در مکان مناسبی دفن می کند (محل فعلی بقعه متبرکه) و ... امروزه این مکان جغرافیایی به نام روستای امامزاده قاسم شهرت دارد . (16)

د - گروه دیگر از آبادیها، شهرها و یا روستاهایی هستند که صرف نظر از زمان پیدایش و علل وجودی آنها، در دوران اسلامی تغییر نام داده و یا القابی ویژه یافته اند همانند شهر «یثرب » که به مدینه تغییر نام داد. در سیره پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله آمده است که حضرتش نامهای زشت شهرها را برنمی تافت و آن را تغییر می داد (ان رسول الله صلی الله علیه وآله کان یغیر الاسماء القبیحة فی... البلدان) مثلا آن حضرت پس از هجرت به یثرب نام شهر مزبور را به مدینه تغییر داد . (17) نام اولیه شهر یثرب نیز «طیبه » بود. ریزش بارانهای متوالی آب و هوای این شهر را گوارا ساخته بود و مردم بومی نیز بدین سبب نام طیبه (پاکیزه) را برای این سرزمین انتخاب کرده بودند اما اعراب غیربومی که به آب و هوای خشک و بیابانی عادت داشتند و از بارانهای متوالی این سرزمین آزرده می شدند نام «یثرب » (آزاردهنده) را بر آن نهادند. گویا پیامبرصلی الله علیه وآله پس از هجرت به این سرزمین به سبب هوای نسبتا مرطوب آن بیمار شدند و آزار دیدند و [اما ] نام یثرب را برای این شهر زیبنده ندیدند پس نام مزبور را به مدینه (شهر) تغییر دادند . (18) از عثمان بن عبدالرحمن روایت شده است که گفت خداوند مدینه را «الدار و الایمان » نامیده است . (19) و از ابراهیم بن ابی یحیی نیز روایت شده که برای مدینه در تورات یازده اسم آمده به نامهای: المدینه، طیبه، طابة، المسکینه، جابرة، المجبورة، المرحومة، العذرا، المحبة، المحبوبة و العاصمة. و از زیدبن اسلم روایت است که گفت رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند برای مدینه ده نام می باشد . (20) در قرآن کریم بر شهر مکه مکرمه القابی همچون «ام القری » و «البلد امنا» داده شده است. در سوره مبارکه شوری آیه ششم عنوان ام القراء به شهر مکه داده شده «و کذلک اوحینا الیک قرءانا عربیا لتنذر ام القری و...» (و بدین سان وحی فرستادیم بسوی تو قرآنی عربی را تا بترسانی مادر شهرها را و...) و در سوره مبارکه ابراهیم آیه 34 می فرماید: «و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد امنا و ...».

لازم به ذکر است که دادن القاب و عناوین در ایران نیز معمول بوده است. در دهه های گذشته دست کم نام 66 شهر در ایران تغییر یافته و برخی القابی نو یافته اند. شورای عالی انقلاب فرهنگی طرحی به تصویب رسانده که شهرهای جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ظاهری و باطنی باید هر یک نمایانگر تاریخ و جغرافیای تمدن اسلامی باشند و در اجرای این طرح از کلیه مسؤولان نامگذاری خواسته شده که حتی المقدور از نام شخصیتهای بزرگ فرهنگی در تاریخ تمدن اسلامی در ایران و دیگر کشورها استفاده کنند. تغییر نام برخی از شهرها بعد از انقلاب نیز بر همین اساس صورت گرفته است از جمله تغییر اسامی شهرهای رضاییه به ارومیه، شاه آباد غرب به اسلام آباد غرب، شاهرود به امام شهر، شاهی به قائم شهر، همایونشهر به خمینی شهر، شهسوار به تنکابن، بندرشاه به بندر ترکمن، آریاشهر (یزد) به آزادشهر و ... (21) وجود برخی القاب و عناوین که بر برخی شهرها نهاده شده نیز حکایت از تاثیر فرهنگ اسلامی بر فرهنگ آبادیهای کشورمان دارد عناوینی همچون دارالعباده (یزد)، دارالایمان و دارالمؤمنین (قم)، دارالعرفان (اردستان) و یا القاب بعد از پیروزی انقلاب همچون شهر خون و قیام و یا شهر علم و اجتهاد (قم)، و یا خونین شهر (خرمشهر) و یا شهر حماسه و ایثار (دزفول) و ...

خارج از این چند گروه آبادیها که ذکر آنان گذشت در دوران اسلامی شهرهای زیادی تحول و توسعه یافته اند، شهرهای نیشابور، غزنین، شیراز، اصفهان، بلخ، ری، همدان، بخارا و یزد از جمله شهرهای آباد و پررونق دوران بعد از اسلام بوده اند .

در مورد پیدایش شهرها مطالعات مختلفی انجام شده، ولی ابعاد این تحقیقات مکمل یکدیگر نیستند و مطالعات صرفاً جزئیات را به صورت مستقل و جداگانه مورد بررسی و توجه قرار داده و رابطه این اجزاء را با مجموعه کلی در نظر نگرفته‌اند، بخش مهمی از تحقیقات انجام شده، در سطح توصیف باقی مانده‌اند، بررسی‌های صورت گرفته چندان تحلیلی نیستند و غالباً نگرش آن‌ها به شهر اسلامی، مقاطع خاصی از تاریخ و مکان‌های خاصی را در بر گرفته است. از طرفی تحقیقات انجام شده در مورد شهرهای کشورهای اسلامی تا حدود زیادی متأثر از چارچوب مفاهیم و قوانین اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حاکم بر شهرهای غربی و مطابق با موازین و معیارهای مطالعه این شهرها صورت پذیرفته است. محور اصلی مطالعات آن‌ها مبتنی بر مقایسه شهرهای کشورهای اسلامی با شهرهای اروپایی بوده، تا ضمن سلب اصالت شهرهای کشورهای اسلامی، آن‌ها را از هویت خود محو کرده و از اهمیت آن‌ها بکاهد.

بسیاری از شرق‌شناسان، برای متهم کردن دین مبین اسلام به دوری از مدنیت، به بررسی مغرضانه تاریخ شهرسازی پس از ظهور اسلام پرداختند. آن‌ها با ذهنیت و تصوری که از پیش درباره ساختار شهر اروپایی و عوامل مؤثر در شکل‌گیری آن داشتند، به نقد و بررسی شهر اسلامی پرداختند تا در نهایت نتیجه بگیرند که طراحی و ساختار شهر اسلامی، فاقد اصالت تقلیدی ناشیانه از سبک‌های شهر رومی، یونانی و احیاناً ایران‌باستان بوده است.نکته مهم این است که در حال حاضر برخی از صاحب‌نظران اساساً در تعبیر شهر اسلامی تردید دارند و استفاده از آن را رد می‌کنند. بسیاری از مطالعات انجام شده با هدف توجیه علل برتری تمدن غرب بر دیگران و بیان ریشه‌های عقب ماندگی ملل است. در اغلب نوشته‌ها، اسلام عامل مؤثری در شکل‌گیری کالبدی شهر تلقی نشده و کانون توجه بیشتر به تأثیر اقلیم، ساختار عشیرتی، نیازهای دفاعی و تجاری در بافت شهر بوده است. تا قرن پیش، مطالعات اروپایی در باب تاریخ شهر عملاً نمونه‌های متعلق به دیگر فرهنگ‌ها را نادیده می‌گرفت. در مورد شهرهای عربی اسلامی نیز به گونه‌ای رفتار می‌شد که گویی تجسم زوال و رکودند. شهر اسلامی به نوعی ضد شهر تبدیل شد که اروپائیان در آن گذشته خود را می‌دیدند.

تا این اواخر، هدف مطالعات بی‌اعتبار کردن ویژگی‌های اسلامی و جایگزینی آن با مفهوم شرقی بود. این ادعا بر این پایه استوار بود که فرم شهری و نظام سازمانی غالب در اکثر شهرهای سنتی در جهان اسلام، بالاخص خاورمیانه از الگوهای پیش از اسلام ریشه گرفته است. (حکیم، 1381: 361)

نقی‌زاده در این مورد می‌نویسد: "به دفعات شنیده می‌شود که تفاوتی بین شهر اسلامی و سایر شهرها در کالبد وجود ندارد، یا اینکه اصولاً ترکیب شهر اسلامی، یا به عبارتی اتصاف شهر به اسلام موضوعی بحث‌انگیز تلقی می‌شود. این شبهات را می‌توان نتیجه فراموش شدن نقش و تأثیر جهان‌بینی و فرهنگ جامعه بر شکل‌گیری محیط زندگی انسان دانست. طیف وسیعی از تعابیر، تفاسیر، دیدگاه‌ها و نظریات در مورد شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی ارائه می‌گردد به طوری که برخی اصولاً منکر وجود شهر اسلامی بوده و برخی دیگر هر آنچه را که در طول تاریخ در ممالک مسلمان‌نشین بنا گردیده شهر اسلامی می‌نامند (نقی‌زاده، 1378: 60ـ47)

از نظر زمانی توجه متمرکز و حرفه‌ای اندیشمندان غربی به موضوع شهر و شهرسازی اسلامی عمدتاً از اوایل قرن بیستم آغاز شد شهر اسلامی نخستین بار در ربع اول قرن بیستم به یک موضوع جدی تحقیقی تبدیل شد. پس از آن مطالعات مختلفی صورت گرفت و مقالاتی در این زمینه انتشار یافت. با توجه به تنوع دیدگاه‌ها و برداشت‌ها از مفهوم و اصطلاح شهر اسلامی، منابع موجود در این زمینه نیز بسیار متنوع و پراکنده می‌باشد. برخی از منابع به مطالعه موردی از شهر اسلامی پرداخته‌اند نظیر مطالعه شهر فاس، قاهره، دمشق و غیره. برخی منابع به مسائل هنری و معماری در شهر اسلامی پرداخته‌اند. برخی از منابع به مطالعه ویژگی‌ها و عناصر تشکیل دهنده شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی پرداخته‌اند و همین طور، تعدادی از منابع، مطالعه تاریخی را شامل می‌شوند. برخی منابع نیز شهر اسلامی را به عنوان شهر دینی مطرح نموده‌اند و به ویژگی‌های ذکر شده از شهر در قرآن و آرمان شهر دینی و شهر منتظران پرداخته‌اند. به طور کلی می‌توان گفت که، تحقیقات انجام شده، در مورد شهرهای کشورهای اسلامی بیشتر به صورت مطالعه موردی، تاریخی و توصیفی بوده است.

در این مقاله نظریه‌ها و دیدگاه‌های ارائه شده از طرف صاحب‌نظران، شرق‌شناسان، اسلام‌شناسان، ایران‌شناسان و غربی‌ها درباره بنیادهای شهر، وجه تمایز شهر و روستا، معماری و ویژگی‌های معابر مطالعه و بررسی می‌شود.

بیان مسأله

طی قرن اخیر تغییر و تحول عظیمی در شهرهای کشورهای اسلامی مشاهده می‌کنیم. از قرن 19 به بعد کمتر شهری با ویژگی‌های خاص اسلامی ـ شرقی و بدون نفوذ تمدن غربی می‌توان در جهان اسلام پیدا کرد. استعمار انگلیس، فرانسه، روس و الگوهای فرهنگی ـ اجتماعی، تکنولوژی‌ها و طرح‌های جدید شهری برگرفته از غرب، نفوذ قابل توجهی در جهان اسلام داشته و تغییرات و دگرگونی‌های عظیمی در کالبد شهرهای جهان اسلام پدید آورده است. مطالعه شهرهای کشورهای اسلامی بیانگر این واقعیت است که اغلب آن‌ها به دو بافت جدید و قدیم تقسیم شده‌اند و مرز آن دو با یکدیگر قابل تشخیص است. لذا در مطالعات شهرهای جهان اسلام به ویژه شهرهای بزرگ تاریخی برای شناخت هویت، شاخص‌ها و عناصر شهرهای جهان اسلام باید به مطالعات انجام شده درباره بافت قدیم شهرهای مذکور توجه بیشتری بنمائیم.

در این مقاله سعی داریم برای شناخت ماهیت، اصول، ارکان و عناصر شهرهای کشورهای اسلامی به بررسی دیدگاه‌ها و نظریات مطرح (توسط دانشمندان حوزه‌های مختلف علمی به ویژه شهرسازان و جغرافی‌دانان جهان اسلام) بپردازیم.

قابل ذکر است با توجه به اینکه دیدگاه‌های ارائه شده درباره شهر در حوزه فرهنگ اسلامی قطعی و مسلم نیست. لذا مدل و الگوی شهر در قلمرو فرهنگ اسلامی نیاز به بازشناسی و تحلیل دارد. در این مقاله ضمن مرور نظریات و الگوهای ارائه شده دربارة نحوه پیدایش و علل شکل‌گیری شهرهای کشورهای اسلامی، نظریات و دیدگاه‌های مختلف از جمله دیدگاه کالبدی و ساختار فیزیکی بررسی شده است.

هدف عمده این مطالعه شناخت عوامل مؤثر بر شکل‌گیری شهرهای کشورهای اسلامی و بررسی دیدگاه‌ها و نظریه‌های مربوط می‌باشد تا باب جدیدی برای تحقیق بیشتر گشوده شود.

نظریه‌های پیدایش شهرهای کشورهای اسلامی

بسیاری از مورخان غربی و شرقی پیشرفت در تولید اقتصاد کشاورزی را عامل اصلی پیدایش شهرهای نخستین می‌دانند. این نظریه مورد پذیرش کسانی که شهر اسلامی را مورد بررسی قرار داده‌اند، نیز قرار گرفته است. نظریه کانونی پیدایش شهر که بسیاری از مورخان غربی و شرقی در آن اتفاق نظر دارند، نظریه تقدم کشاورزی و تولید اضافی مازاد بر نیاز، افزایش تولید و آزاد کردن بخشی از نیروی کار کشاورزی بر تولیدات صنعتی به مفهوم ابتدایی، پیشرفت در امر توزیع و ایجاد امکان توزیع است که به پیدایش بازار شهر (Market town ) منجر گردیده است. محقق شهر اسلامی حورانی نیز در مقدمه کتاب "شهر اسلامی" هنگام بحث درباره پیدایش شهرهایی که میراث جهان اسلام به شمار می‌روند، به طرح نظریه بالا می‌پردازد. (توسلی، 1379: 36ـ34)

برخی معتقدند که در پی‌افکنی این شهرها نخستین گام، گزینش جایگاه آن است که اصولاً با دسترسی به آب و وجود راه‌هایی برای پیوستن به کانون‌های شهری دیگر صورت می‌گیرد. (اعتضادی، 1367: 78) با ورود اسلام و سرزمین‌های مفتوحه، به دلایل گوناگون نیاز به بنیان شهرهای جدید برای اسکان مسلمانان در آن‌ها و گاه به عنوان اردوگاه نظامی احساس گردید و بدین ترتیب در قلمرو اسلامی شهرهایی پدید آمد که از آن‌ها به "شهرهای بنیاد یافته در دوره پیش از اسلام" تعبیر می‌گردد، ولی علاوه بر این شهرها مسلمانان در توسعه، رشد و آبادانی شهرهای مربوط به دوره پیش از اسلام نیز از خود توجهی وافر نشان دادند که از آن‌ها به عنوان "شهرهای توسعه یافته در دوره اسلامی" یاد گردیده است. اعراب شمال پس از گرایش به اسلام به جهت خوی و عادات پیشینیان و نیز به منظور جلوگیری از اختلاط با نژاد ملل مغلوب، به هنگام ورود به سرزمین‌های مفتوحه، از اقامت در شهرها خودداری ورزیدند، خاصه اینکه برخی از خلفا نظیر عمر نیز آنان را از این امر منع می‌کردند و از آنجا که عمر از اقامت مسلمانان در مکانی که میان وی و ایشان رود و دریا باشد. بیم داشت لذا همواره به فرماندهان سپاه در این موضوع توضیح موکد می‌کرد و همین امر سبب پیدایش نخستین شهرهای کشورهای اسلامی گردید زیرا سپاهیان اسلام ناگزیر می‌شدند تا خارج از شهرهای مفتوحه در بلاد عراق و مصر، اردوگاه‌های نظامی ترتیب دهند، اما بزودی دریافتند که مسلمانان باید در مکانی مستحکم و دائمی اقامت ورزند تا از آسایش و آرامش برخوردار باشند و بدین‌سان نخستین شهرهای کشورهای اسلامی به دست مسلمانان بنیان نهاده شد. (عریان، 1374: 12ـ7)

بدین ترتیب در امپراتوری اسلام دو گونه شهر ایجاد شد، یکی شهرهای قدیمی که در دوره جدید رنگ و بوی اسلامی به خود گرفت و دیگر شهرهایی که در دوره اسلامی بنیان‌گذاری شد. پایه نخستین شهرهایی که کشور گشایان عرب بنیاد گذاردند اردوگاه‌های نظامی بود که در کنار شهرهای قدیمی برپا کردند. همچون فوستات، یا قاهره قدیم، که آن را در نزدیکی قلعه رومی بابل، در جنوب شهر قدیمی آن یا هلیوپولیس، بنا کردند. گاهی نیز شهرهای تازه ساز را دور از سکونت‌گاه‌های قدیمی برپا می‌کردند، همچون کوفه و قیروان، در مواردی نیز کشور گشایان عرب شهر بزرگی در کنار شهری که پایدار کرده و به زور گشوده بوده، بنا می‌کردند تا سلطه خود را بر آن استوار کنند. گاهی نیز شهر تازه ساز محل تمرکز قدرت و مظهر وحدت سیاسی امپراتوری اسلامی بود. چنانچه شهر نوبنیاد بغداد مرکز روحانی و سیاسی خلافت عباسی بود و شهر فز مرکز قدرت ادریسی‌ها در قرن سوم، و مراکش پایتخت جنوبی مغرب، که در قرن پنجم به دست یوسف ابن‌تاشفین بنا شد مرکز اداری مروی‌ها بود. گاهی نیز خلفای عباسی ترجیح می‌دادند اقامتگاه خود را از پایتخت قدیمی به شهری نوساز ببرند، چنانچه المعتصم سامرا را در صد کیلومتری شمال بغداد بنا نهاد و پنجاه سال پایتخت خلافت آن‌جا بود. گاهی نیز قلعه‌های نظامی گسترش یافته و به صورت شهرهایی که کارکرد اداری و نظامی داشتند در می‌آمدند، مانند رباط پایتخت کنونی مراکش، نوع دیگر شهر تازه ساز شهرهایی بود که مردم در پیرامون شهادتگاه یا مزار پیشوایان دینی بنا می‌کردند. مهمترین نمونه آن‌ها کربلا، مشهد و قم است. گاهی این شهرها از نظر سیاسی برای دستگاه خلافت دشواری‌هایی ایجاد می‌کردند، چنانچه المتوکل خلیفه عباسی، به همین سبب در نیمه قرن سوم کربلا را ویران کرد. شهرنشینی در امپراتوری اسلام از قرن سوم گسترش یافت و تا سه قرن پس از آن به کمال رسید. مهمترین عاملی که موجب رشد شهرنشینی در این دوره شد گسترش سریع بازارهای داخلی و داد و ستد خارجی بود. (اشرف، 1353: 50ـ8)

حکیم شهرهای عربی اسلامی را به سه گونه تقسیم می‌کند: شهرهای برنامه‌ریزی شده و طراحی شده مانند شهر مدور بغداد، شهرنوسازی شده یا تغییر شکل یافته پیش از اسلام مانند الپو (حلب) و شهر خودانگیخته، با رشد تدریجی (شهر ارگانیک).

دانلود - 8300 تومان

اسلام و شهرسازی , شهرسازی , شهرسازی اسلامی , فرهنگ اسلامی
پیگیری فایل های خریداری شده
ایمیل شما :
کد پیگیری : 
صفحات جداگانه
لینک ها

ما همیشه تلاش می کنیم ، خدمات و متمایزی به مشتریان خود ارائه کنیم لذا شما میتوانید نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنند . منتظر شنیدن نظرات شما هستیم  ارسال نظرات و پیشنهادات

تحلیل آمار سایت و وبلاگ